خاطره خانجانخانی

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت دوازدهم

رفتیم پیش کارشناس گروه و گفتیم لطفا برامون توضیح بدن ماجرا چیه؟ یه کتابچه معرفی دادن بهمون و گفتن شما باید در این شاخص ها امتیاز بیارین و بر اساس امتیازتون میرید مرحله کشوری. . الان نمیدونم آیین نامه چجوریه؟ اون سال جشنواره دانشجوی نمونه چهار تا شاخص داشت: معدل و تعداد واحدهای تحصیلی گذرونده […]

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت دوازدهم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت یازدهم

گفته بودم بهتون، دبیرستان که بودم خوراکم آزمایشگاه و المپیاد و مسابقه علمی و اختراع و اینا بود. بعد که اومدم دانشگاه و با اون ماجرای قبولی، انگار همه اینا فراموش شد. . بنر دانشجوی نمونه رو که دیدم، گفتم حداقل حالا که اینجام و تو این شرایطم، بهترین استفاده رو ببرم. . میدونین درسته

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت یازدهم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت دهم

تقریبا یکی دو ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود. ساختمان قبلی دانشکده بهداشت با دانشکده پیراپزشکی تو یه مجموعه بودن. کم کم به خاطر رفت و آمد به کتابخونه و سایت با چندتا از بچه های پیراپزشکی خصوصا علوم ازمایشگاهی دوست شده بودم. باهاشون میرفتم آزمایشگاه و توی کلاسهاشون سرک میکشیدم و مطمئن بودم

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت دهم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت نهم

هفته اول دانشگاه خبر خاصی نبود. بچه هایی که از شهرهای دیگه یزد قبول شده بودن به دلیل اینکه یکم در تحویل خوابگاه ها تاخیر به وجود اومده بود هفته اول رو نیومدن. . ورودی ما اون سال بر اساس ظرفیت دفترچه انتخاب رشته کلا 15 نفر بود. حالا نصف کلاسم غایب باشه اونم تو

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت نهم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت هشتم

وقتی رفتم سراغ برنامه کلاس هام، اون موقع بود که تازه فهمیدم چه فاجعه ای رخ داده… . . . معمولا ترم اول واحدهایی ارائه میشن که کمتر تخصصی هستن و یا پیش نیاز سایر واحدهای درسین. برای ما هم قاعدتا همین بود، و من داشتم روی کاغذ مینوشتم: جامعه شناسی پزشکی، اقتصاد خرد، روانشناسی

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت هشتم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت هفتم

گفته بودم بهتون، خانواده من همیشه در تصمیم‌گیری بهم آزادی عمل کامل داده بودن، بجز یه مورد کنکور! اون هم دلیلش این بود که واقعا نگرانم بودن و فکر می‌کردن این بهترین تصمیم و انتخاب برای من خواهد بود. اما اصلا به ذهنشونم نرسیده بود که عاقبتش این بشه! . . . روز ثبت نام

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت هفتم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت ششم

دیدین وقتی یه بچه می‌خوره زمین عکس المعل بقیه چیه؟ سریع میان بلندش می‌کنن و زمین رو «اَه» می‌کنن (زمین رو می‌زنن) که باعث شده بچه آسیب ببینه!🤬 از همین جا هست که ما یاد می‌گیریم در حوادث زندگی دنبال مقصر باشیم و مسئولیت خودمون رو فراموش کنیم. . حالا درستش چیه؟ اینکه بذاری بچه

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت ششم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت پنجم

روزی که نتایج کنکور اومد هیچوقت یادم نمی‌ره. دوستم بهم زنگ زد که جواب‌ها اومده، برو ببین چکار کردی؟ اون موقع توی خونه کامپیوتر نداشتم. حاضر شدم و با مامانم رفتیم کافی‌نت سر خیابون، همونجایی که انتخاب رشته کرده بودم. رفتم داخل و به مسئول اونجا گفتم اومدم نتایج کنکورم رو ببینم. -کد رهگیری و

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت پنجم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت چهارم

شنیدین میگن هرچی بدت میاد، سرت میاد؟ یادمه پیش دانشگاهی که بودم وقتی با دوستام دور هم جمع می‌شدیم و بابت دغدغه‌های انتخاب رشته صحبت می‌کردیم، می‌گفتم من از رشته‌های مدیریت و شیمی بدم میاد و مطمئنم آخرش یا مدیریت قبول می‌شم یا شیمی! بچه‌ها میگفتن خوب اگه اونا رو انتخاب نکنی قبول نمیشی! می‌گفتم

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت چهارم بیشتر بخوانید »

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت سوم

یه وقتهایی ذهن آدم مثل این شکل میمونه: یه ماز پیچ در پیچ که نمیدونی کدوم مسیر درسته و کدوم تو رو میزنه به دیوار? و همینجور که داری محتوای ذهنت رو حلاجی میکنی دهنت از تعجب و گیجی باز میمونه! عین همین تصویر!!😅 فکر کنم اواخر مرداد 89 بود که جواب کنکور اومد. دیدم

👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت سوم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا