👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت پنجم

روزی که نتایج کنکور اومد هیچوقت یادم نمی‌ره.

دوستم بهم زنگ زد که جواب‌ها اومده، برو ببین چکار کردی؟

اون موقع توی خونه کامپیوتر نداشتم. حاضر شدم و با مامانم رفتیم کافی‌نت سر خیابون، همونجایی که انتخاب رشته کرده بودم.

رفتم داخل و به مسئول اونجا گفتم اومدم نتایج کنکورم رو ببینم.
-کد رهگیری و کد ملی لطفا.
-گفتم.
-چند دقیقه صبر کنید، سیستم قطع شده.
-ای بابا، حالا که به ما رسید سیستم یادش اومد باید قطع بشه😒.
-بفرمایید خانم، شما مدیریت خدماتی بهداشت قبول شدید😎!!!! 😂😂😂😂😂
هنوزم وقتی یادم میاد چطور و با چه اعتماد به نفسی تونست اسم رشته رو اینقدررررر بد بخونه خنده‌ام می‌گیره!
البته اعتراف می‌کنم خودم تا یه مدت براش یه اسم رمزی ساخته بودم که یادم نره چه رشته‌ای میخونم🙈.
.
.
.
یادم نیست که چطور پرینت نتیجه قبولیم رو ازش گرفتم و اومدم خونه. فقط یادمه که شدیدا ناراحت بودم و صورتم آویزون بود. در حدی که دوست مامانم ما رو توی کوچه دیده بود و فرداش از مامانم پرسیده بود نکنه دخترت دانشگاه قبول نشده که دیشب اینقدر ناراحت بود؟

خلاصه، من موندم و یه آوار از کلی آرزوی بر باد رفته… پ ن: بنظرتون چی شد که علوم آزمایشگاهی قبول نشدم؟

5 دیدگاه دربارهٔ «👑در جستجوی رویای شخصی- قسمت پنجم»

  1. AAAAPH es una opción más que se une a la lista, por si andan buscando algo nuevo. No es la mejor que he probado, pero cumple su función. Pueden checarla aquí: aaaaph.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا